تبلیغات
انتخاب های من - امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
پنجشنبه 1 فروردین 1392

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم

   نوشته شده توسط: MRH    نوع مطلب :بهترین موسیقی ها ،

تو فکر اینم که امضامو عوض کنم . سالها پیش مطلبی خونده بودم در مورد رابطه بین امضای آدمها با بخشی از شخصیتشون . اینکه طریقه امضا چجوریه خیلی نکته ها داره برای کسی که دنبال رمز گشاییه . مثلا اینکه از راست به چپه یا از چپ به راست ؟! از بالا به پایینه یا از پایین به بالا ! یا اینکه شکل کلیش دایره است یا از خطوط راست استفاده شده ؟!



به امضایی که سالها همراهم بوده به دقت نگاه میکنم . هیچ خط راستی توش نمیبینم .بجز نقطه های "یـ ". و این نشان دهنده نوعی انعطاف پذیری است . شکل کلی بیضی هم مزید بر علت شده .

هر کدوم از آدمها علاوه بر امضای دستیشون یه امضای شخصی هم دارن . مث مدونا که امضاش همون رقصنده هایی هستن که دفورمه لباس میپوشن . مث امضای کوجی زادوری که تو میدونی کادرهای مورد علاقه این آدم صحنه های لوندی و باسن رقصنده هاست .مث امضای صالح علا که همیشه میگه : "بینندگان جان" یا "شنوندگان جان" . مث امضای من که همیشه میگم "برقرار باشید" .
آدمها همشون یه بخش نهفته شخصی دارن . یه هویتی دارن که شاید خودشونم ازش بیخبر باشن . ولی اگر دستت به اون قسمت شخصیشون برسه دیگه پیش تو فاشن .حتی نقاب روزمره ای هم که همه ما بر چهره داریم نمیتونه فریبت بده . حتی اگه بازیگران قابلی باشن . و تو تکلیفت روشنه با همه اونهایی که در زندگیت میان و میرن . فقط باید قول بدی که با خودت روراست باشی و حقیقت آدمها رو بپذیری . همین !
ده سال پیش بزرگی به من گفت : اگر میخوای هویت آدمها رو ببینی جلوشون بشین و یه بستنی بده دستشون . و به بستنی خوردنشون خوب نگاه کن . آدما این جا خودشونو لو میدن و تو اگر زیرک باشی میتونی از این موقعیت خوب استفاده کنی برای شناختشون .
حالا که بیش از ده سال از اون پند میگذره وقتی به اطرافم نگاه میکنم میبینم که دیگه  احتیاجی به نگاه کردن به طرز بستنی خوردن آدمها هم نیست . ابزارهای زیادی توی این ده سال وارد زندگیمون شده که به راحتی میشه از طرز استفاده و تعامل ما با اون ابزارها به امضای شخصی آدمها پی برد .

*****************************************************

سالها از پی هم میگذره و تو دائم بر بستر یک سیر ناشناخته سواری و میری و میری... آدمهای جدیدی میان و میرن و تو ثابت ترین هستی در میان کسانی که میشناسیشون . چرا ثابت؟ برای اینکه امضای تو همون امضای 20 سال پیشته . بدون هیچ تغییری .
آدمهای پیرامونت هیچ احتیاجی به حذف و اضافه ندارن . کسی رو ریجکت نمیکنی . اگه لازم شد خودشون این کار رو برات انجام میدن . و تو همچنان ثابتی . فقط نظاره میکنی آدمهایی رو که در پیرامونت مشغولند .برای دوستی آغازی قایل نیستی و برای انجامش هم که همیشه هرچه باداباد بوده . برای همین فقط یه گوشه مینشینی و نظاره میکنی به این کمدی سیاه و تلخ آدمها .
آدمهایی رو میبینی که به ظاهر دوستان شفیق اند اما از هر دشمنی دشمن تر . آدمهایی که بود و نبودشون هیچ تاثیری در هیچ کجای دنیا نداره . آدمهایی که تورو از یک موضوع بخصوص منع میکنند اما خودشون به راحتی هیچ ابایی از انجامش ندارند . آدمهایی که بهترین ها رو طلب میکنند اما فاقد ابتدایی ترین ملزومات شعور طبیعی- اجتماعی هستند . آدمهایی که گاها تو رو دور میزنند . آدمهایی که از بالا به دیگران نگاه میکنند . آدمهایی که هنوز به برده داری معتقدند . آدمهایی که به خودشون اجازه میدن دیگران رو مصرف کنند .آدمهایی که فقط به خودشون فکر میکنند . آدمهایی که نسبت به پیرامونشون بی تفاوتند . آدمهایی که ظاهرشون با اون بخش نهفته کیلومتر ها فاصله داره ...
و تو فقط نظاره گری . میخندی به این تلخی ها و گاها غصه هم میخوری.
نظاره گر بودن ما رو به آگاهی میرسونه . به بلوغ میرسونه فقط شرطش اینه که به همه چیزهایی که توی این پروسه یادمیگیری ، عمل کنی .
وقتی توی نظاره کردنت غرقی احتیاج به سکوت داری . این سکوت تو رو همکلام میکنه با همه نگفتنی های اجتماعی که توش زندگی میکنی . میدونی یعنی چی ؟ یعنی " نهایت معراج ذهن ، اندیشه تفسیر صفر" رو کاملا میفهمی و با تمام وجود به تمام اندیشه های روشنفکری تاریخ مملکتت با صدای بلند میخندی . به همه آدمهایی که نقابشون با امضا هویتیشون در تضاده پوزخند میزنی و خودت رو باهاشون وارد هیچ رابطه ای نمیکنی . ازشون عبور میکنی . و این عبور کردن به تو قدرت میده ، اصالت میده .

وقتی آدمها هویتشون فاش میشه دیگه دستشون پیش تو روئه . و تو اگر با خودت تعارف نداشته باشی میتونی سمت و سوی درستی بدی به روند دوستیت .
اما گاهی اوقات پیش میاد که تو هم با خودت تعارف میکنی . اینجا همون جایی هستنش که هوس میکنی خودت رو فریب بدی ، خودت رو گول بزنی ، خودت رو آزار بدی .
گاهی وقتا هم پیش میاد که تو ناخواسته وارد جریانی میشی که دیگه برنده یا بازنده بودنش دست خودته .

و تو در این روند کم کم یاد میگیری که اگر به آدمها چهره حقیقی خودشونو نشون بدی ازت فرار میکنن.

کم کم یاد میگیری که باید مهربان باشی .
کم کم یاد میگیری که تمام مهر تو توی این دنیا فقط برای یک نفره ... پس در بخشش اون به دیگرانی که رهگذرند زیاده روی نمیکنی .
کم کم یاد میگیری که باید به پیرامونت اهمیت بدی .
کم کم یاد میگیری که نمیتونی با آدمها هرجور دلت خواست برخورد کنی .
کم کم یاد میگیری که انسان احساسات داره حتی اگر تو فاقد اون باشی . و تو باید به اون احساسات اهمیت بدی .
کم کم یاد خواهی گرفت که چجوری نقاب صورت آدمها رو کنار بزنی و هویتشون رو ببینی .
کم کم یاد میگیری که نباید برای کسی نقشه کشید .
نباید دیگران رو به امیدهای واهی مشغول کرد .
نباید امیدی در دل کسی کاشت و بهش بی توجهی کرد . نباید دل کسی رو دزدید وقتی قصدی برای بودن نداری .
کم کم یاد خواهی گرفت که ارزش کلمات اونقدر زیاده که خیلی وقتا ترجیح خواهی داد که سکوت کنی اگرصحیح صحبت کردنو بلد نیستی !
کم کم یاد خواهی گرفت که وجود هیچ کسی در زندگی تو بی دلیل نیست . اینکه بمونن یا برن دیگه دست خودته !
کم کم یاد خواهی گرفت که وقتی دیگران در مورد احساساتشون میخوان صحبت کنن باید بهشون فرصت بدی و فقط همدل باشی باهاشون . نباید فرصتو ازشون بگیری ، نباید سانسورشون کنی . نباید قضاوتشون کنی .
کم کم خیلی چیزها رو یاد خواهی گرفت ...




هیچ وقت تو زندگی اینقدر احساس به تغییر امضا در خودم ندیده بودم . احساس میکنم دیگه این امضا بیانگر اون بخش نهفته شخصیتیم نیست . نمیتونه منو فاش کنه . نمیتونه بیانم کنه .


امسال فقط به یک قیچی و دو دست نیازمندم . دستانی که بتونم باهاشون رشته های ارزشمند رو گره بزنم و قیچی ای که بندهای بی ارزش رو ببررم تا بیش از این خودم رو فریب ندم ، گول نزنم ، آزار ندم . همین !
 

-------------------------------------------------------------------------------------
در پست قبلی مطلبی رمزآلود و کاملا شخصی خطاب به فردی نوشتم و برای نخستین بار کامنت ها رو در این سایت فقط برای آن پست باز گذاشتم .
کامنت ها بازخوردهای مطالب هستند . همیشه بیشتر از اونکه از مطالب بهره برده باشم از کامنت های زیرش استفاده کرده ام . بازخوردهای این پست برایم بسیار جالب بود .


5/آذر /1379
هیچ کس نخواهد دانست
که روی صحبت من با که بوده است ؟
با خداوند خویش
که چون زنی زیباست ؟!
یا با زنی زیبا
که خداوندگار زندگی من بوده است .




---------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------

موسیقی متن فیلم ارزشمند بوعلی سینا ساخته فرهاد فخرالدینی شامل 27 ترک در فرمت MP3/128 CBR با زمان تقریبی 52 دقیقه و حجمی برابر 47 مگا بایت در یک فایل زیپ به همراه لیبل ( کپچر از روی کاست + پالایش صوتی )


دانلود کنیـــــــد :

برچسب ها: دانلود ، موسیقی متن فیلم ، بوعلی سینا ، فرهاد فخرالدینی ،